سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
86
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
من آنچه شرط بلاغست با تو ميگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال در خاتمه بمقتضاى كلام معجز نظام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق « 1 » بر داعى مسكين علم و عمل فرض و واجب بود كه از آقايان دوستان و فضلاء و دانشمندان و محبّين خاندان رسالت و اهل بيت طهارت و موالى خود كه در تهيهء وسائل مادى اين كتاب ( ولايت ) سعى بليغ و كمك شايانى نمودند ياد نموده و هر يك را بفراخور حال و لياقت و استعداد مدح و ثنا نمايم تا اقلّ شكرانهء عمل را بجاى آورده باشم ولى متأسفانه چون اشخاصى پاك و بىآلايش و مايل بخودنمائى نبودند و مخصوصا از داعى درخواست نمودند بلكه جدّا امر فرمودند كه نام آن بزرگواران برده نشود چه آنكه معامله با مقام ارجمند صاحب ولايت نمودند فلذا تقاضاى عوض جز از ذات ذو الجلال حق توسط مولانا و مولى الكونين صلوات اللّه عليه نداشتند . ناچار دست نياز بدرگاه خالق بىنياز برداشته و از كرم بلا انتهاى كريم عليم مسئلت مينمايم كه توفيق سعادت جاودانى به آنان عنايت و باعطاى خير و بركت و عوض در دنيا بتوفيقات و تأييدات شايسته و كرامت ازلى خود موفق و مؤيد و در آخرت با خاندان رسالت و اهل بيت طهارت محشور و نام نيكشان را الى الابد باقى و پايدار و بر اين شيوهء مرضيه مستدام بدارد و اين عمل را از آنان قبول و ذخيره و سرمايهء ابدى اخروى قرار دهد - يرحم الله عبدا قال آمينا و انا العبد الفانى محمد الموسوى سلطان الواعظين الشيرازى
--> ( 1 ) كسى كه شكرانه ( محبتهاى ) مخلوق را بجاى نياورد شكرانه حق را بجاى نياورده .